فروشندگی سیار فرصت یا تهدید


آیا باید با گروهی از مردم که با سرمایه اندک بدنبال ایجاد کسب و کارهای کوچک هستند رودرو شد و یا با ساماندهی آنها از این پتانسیل قوی برای حل بسیاری از معضلات اجتماعی و اقتصادی بهره جست ؟


متا سفانه در اندیشه امروز بسیاری از تحلیل گران اقتصادی و اجتماعی سیستم فروشندگی سیار یعنی دستفروشی . در ابتدا باید گفت دستفروشی تنها یکی از شاخه های سیستم فروشندگی سیار است لذا در این مقاله قصد دارم خواننده را با فروشندگی سیار آشنا کرده و راه حلی را برای ساماندهی فوری آن پیشنهاد کنم زیرا چه بخواهیم و چه نخواهیم این پدیده بزودی گسترش خواهد یافت و در صورت نادیده شدن تبدیل به یکی از بزرگترین معضلات جامعه شهری ما میشود.


در ابتدا به تعریف فروشندگی سیار می پردازم: هر شغلی که که دارای قابلیت جابجا شدن باشد فروشندگی سیار نام دارد این فروشنده ممکن است کالایی را به مشتری عرضه بدارد یا سرویسی را ارائه نماید.

با این تعریف خودرو های تعمیر گاهی امدادی که خدمات مکانیکی را به راه ماندگان می دهند یک نوع فروشندگی سیار هستند .

یک باجه بانک بصورت کاراوان یا یک اتاق  نصب شده روی شاسی عقب کامیون یک نوع فروشندگی سیار است .

وانتی میوه فروش ، وانتی خریدار ضایعات و ... نمونه های از فروشندگی سیار میباشند. پس یادمان باشد فروشندگی سیار تنها به مقوله دست فروشی منحصر نمیشود .

 حال با این دید به طرح موضوع فروشندگی سیار می پردردازیم : در شهر های بزرگ هزینه تملک یا اجاره برای ایجاد یک  کسب کار ساده بسیار بالاست و این مسئله از یکسو  باعث تحمیل هزینه ای گزاف برآحاد کالا و یا خدمات قابل عرضه گشته و از سوی دیگر مانعی بزرگ برای ورود جوانان کم سرمایه در سیستم کسب و کار خواهد شد ، در این حالت سیستم فروشندگی سیار موجب کاهش بهای تمام شده کالای مورد عرضه و مهمتر از همه قادر خواهد بود دهها و یا صدها هزار شغل جدید ایجاد مینماید.

هزینه تاسیس یک فروشگاه سیار معادل چند ماه اجاره یک ملک تجاری کوچک است لذا متاقضی کسب کار که فاقد سرمایه لازم  است براحتی قادر خواهد بود یک فروشگاه سیار را برای خود ایجاد نماید.


فرض کنیم چند جوان خوشفکر ، ایده پرداز و دارای استعداد کاسبی در صدد ایجاد کافی شاپ هستند ، سرمایه آنها جمعا 30 میلیون تومان است ، آنها هیچگاه نباید در ذهنشان تصور احداث این کسب کار را بپرورانند .

تکلیف چیست ، اینجاست که فروشگاه سیار کافی شاپ میتواند پله ترقی این جوانان مستعد کسب و کار باشد زیرا آنان براحتی با این مبلغ قادر به تاسیس یک فروشگاه سیار کافی شاپ هستند.


مثال دیگری را میزنیم : نان آور خانواده ای به هر علت از کار افتاده می شود ، خانواده بی خرجی میماند ، جوان خانواده با اندک سرمایه ای به یکی از شهر های مرزی سفر کرده و تعدادی عطر ادکلن فیک خریداری و به شهر برگشته و در گوشه ای از خیابان بساط دستفروی را پهن کرده و کسب کاری را برای گزراندن زندگی خانواده اش ایجاد میکند.

حال این سوال پیش می آید آیا این جوان تلاشگر و با استعداد یک معضل اجتماعی است ، حتما خیر ما فرصت فروشندگی سیار را از او گرفته ایم ، او براحتی با مبلغی اندک میتواند کسب کار خود را تجهیز و مجوز های کسب کار سیار اخذ نماید .

یادمان باشد بسیاری از مردان بنام کسب و کار امروز جهان همین جوانان بی سرمایه دیروز بوده اند که با اندک سرمایه با یک کسب کار خیلی کوچک نردبان ترقی را طی نمودند . اگر دیروز آن جوانان از سیستم کسب و کار حذف می شدند امروزه این کارآفرینان بزرگ را نداشتیم.


از ذکر دیگر مثالها خود داری میکنم و فقط این نکته را بیان میدارم که فروشندگی سیار نه یک معضل بلکه یک فرصت است

زیرا این سیستم باعث :

-         حضور جوانان کارآفرین در عرصه کسب و کار می شود .

-        کمک به گسترش عدالت اجتماعی میکند.

-        ایجاد ده ها و یا صد ها هزار شغل میشود.

-        افزایش روحیه جنب و جوش اجتماعی خواهد شد.

برای پاسخ به این سوال که چگونه این معضل تبدیل به یک فرصت میگردد ، باید گفت با ساماندهی و تصویب قوانین لازمه برای ایجاد کسب و کار سیار.